خانه » وبلاگ » اتاق فکر

اتاق فکر

  • از
تاریخچه ی پیدایش اتاق فکر در جهان
از نخستین سالهای سده بیستم میلادی، چالش های اقتصاد صنعتی و روابط پیچیده در امور بازرگانی و تحولات نوین در عرصه های سیاست خارجی موجب شد دولت ها به این واقعیت پی ببرند كه به دانش روز و اطلاعات علمی و دقیقی در زمینه های مذكور نیاز دارند. به این ترتیب در ایالات متحده و همچنین در اروپا موج اقدام برای تشكیل مراكز تخصصی تحقیقاتی و فكری در جهت تربیت كارشناس های خبره و تحقیقات ویژه برای یافتن راه حل های مورد نیاز به راه افتاد. از نخستین نمونه های معروف این كانون های اندیشه می توان به «بنیاد كارنگی برای صلح جهانی» تأسیس در سال ۱۹۱۰ در آمریكا، «مؤسسه مطالعات اقتصادی جهانی كیل»، تأسیس در سال ۱۹۱۴ در آلمان، «مؤسسه بروكینگز» تأسیس در سال ۱۹۱۶ در آمریكا و «مؤسسه سلطنتی مطالعات روابط بین الملل» تأسیس در سال ۱۹۲۰ در انگلستان اشاره كرد. هدف عمده این مراکز ارائه مشاوره به دولت ها بود. اما تاسیس اتاق های فکر به شکل رسمی به نیمه های قرن بیستم برمی گردد. بعد از جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی آمریکا اولین اتاق فکر رسمی را با عنوان اندیشگاه Rand در سال ۱۹۴۷ با هدف تدوین سیاست های نظامی تاسیس کرد. این اندیشگاه را مادر ِاتاق های فکر جهان نامیده اند. در دهه ۱۹۶۰ واژه اتاق فکر به شکل رسمی مورد استفاده قرار گرفت و هدف از ایجاد اتاق های فکر، ایجاد ارتباط بین دانش و قدرت بود. از آن زمان به بعد، تعداد اتاق های فکر در جهان رشد چشمگیری پیدا کرد.
تاریخچه ی پیدایش اتاق فکر در ایران:
سال ۱۳۷۱ شروع رسمی اتاق فکر در ایران است که با دو رویکرد شناسایی افکار غربی و شناسایی افکار بومی پیش رفت. مباحث بیشتر پیرامون منطق بنیادین فکر، ماهیت فکر، تئوری های فکر، کارگاه های فکرسازی، تکنولوژی فکر و … شکل گرفت و گسترش یافت.
اولين و بزرگترين اتاق فکر در ايران توسط سيد محمد عادلي در کميته ملي ايرانيان تأسيس شد و سپس در مرکز مطالعات سياسي و بين الملل وزارت امور خارجه به وجود آمد. 
تعریف اتاق تفكر:
كانون تفكر مؤسسه ای تحقیقاتی، سازمانی یا تیمی تخصصی است كه به انجام پژوهش، ارائه مشاوره و ایده در زمینه مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… می پردازد. كارخانه های فكر، كارخانه های مغز، كارخانه های ایده، كارخانه های تمیز، جعبه های مغز، شركت های تولید ایده، تاجران ایده، بانك های مغز، بدنه های دانش و… تعبیرهایی است كه صاحب نظران مختلف درباره كانون های تفكر به كار می برند.
ضرورت حضور اتاق فکر:
مدیران و سیاستگذاران عمدتاً با گستردگی، تنوع و تخصصی بودن اطلاعات و كمبود وقت روبرو هستند. كانون های تفكر این مشكل سیستم های مدیریتی و سیاستگذاری را برطرف می كنند. در ضمن، این مراكز از طریق خلق ایده های نو، پرورش و ارائه آنها به دولتمردان، آنان را در بهره برداری از فرصت های جدید و ایجاد منافع بیشتر برای جامعه یاری می دهند. امروزه كانون های تفكر فقط پاسخگوی مسائل مدیران دولتی نیستند؛ بلكه به طیف وسیعی از مسائل مختلف جامعه می پردازند.
اتاق فکر می تواند بازوی مشورتی برای مدیران باشد. در اتاق فکر افرادی که تجربه خوب و پتانسیل تحقیقاتی لازم را داشته واز خلاقیت ونوآوری نیز برخوردار باشند می توانند با ایده ها و اندیشه های خود مدیران را در اتخاذ تصمیمات مناسب یاری دهند.
لازم به ذکر است اتاق‌هاي فكر سياست‌ساز هستند نه سياستگزار، بدين معني كه ایشان بيشتر نهادهايي پيشنهاد دهنده هستند و درگير مسايل تشريفاتي و حقوقي سياستگزاري نمي‌شوند. همچنين اتاق‌هاي فكر در تعامل با دستگاه‌هايي اجرايي، صرفا تصميم‌ساز هستند و نبايد درگير مسايل اجرايي و يا توجيه كارشناسانه‌ي تصميم‌هاي روزمره دستگاه‌ها شوند.
اتاق فكر یكی از ابزارهای آفرینندگی برای حل مسأله و توسعه خلاقیت در هر سازمانی است. مكانی برای اندیشیدن به یك مسأله یا موضوع بدون حضور عواملی كه مانع آزاداندیشی و یا محدودیت می شوند. اتاق فكر هم پیوندی به گذشته دارد و هم نگاهی به آینده دوخته است.
در اتاق فكر روش های گوناگونی برای توسعه خلاقیت وجود دارد كه معروف ترین آن «طوفان مغزی» است.
ساختار و انواع اتاق های فكر:
به طور کلی ساختار اتاق فکر و اقدامات آن بر اساس ماموریت محوله به ایشان و نهاد کارفرمای آنها مشخص می شود؛ اما به طور کلی اتاق فکر دارای رئوس زیر است:
  • سرپرست.
  • گروه ایده پردازان.
  • گروه مشاوران.
  • استراتژیست.
  • گروه پژوهشگران.
  • منشی یا دبیر.
  • پشتیبانی.
تقسیم بندی اتاق فکر ها معمولاً بر اساس تخصص اعضای آن و موضوع فعالیت ایشان صورت می گیرد؛ مانند: اتاق فکر های نظامی، اقتصادی، فرهنگی، هنری، تبلیغاتی و… .
بعضی از اتاق های فكر فقط بر یك یا چند حوزه كاملاً مرتبط متمركز هستند و به صورت تخصصی عمل می كنند؛ در حالی كه بعضی دیگر در حوزه های مختلف و بعضاً بسیار متفاوت مشغول به فعالیت هستند.
نحوه ی تعامل اتاق فکر ها با سازمان ها ﺑﻪ ﺳـﻪ دﺳـﺘﻪ کلی زﯾـﺮ ﺗﻘـﺴﯿﻢ ﻣﯽ شود:
  1. خریدار تخصص: در ﻣﺪل ﺧﺮﯾﺪار ﺗﺨﺼﺺ در ﺣﻘﯿﻘﺖ مدیر ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺧﻮد را ﺗﺸﺨﯿﺺ داده و ﺑﺪﻧﺒﺎل راه ﺣـﻞ ﻣـﺴﺌﻠﻪ ﺧـﻮد ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.
  2. پزشک و بیمار: در این ﻣﺪل ﺗﺎﮐﯿﺪ ﺑﺮ اﺳﺘﻔﺎده از ﻗﺪرت ﺗﺸﺨﯿﺺ اتاق فکر در ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣﺸﮑﻼت ﺳـﺎزﻣﺎن ﮐﺎرﻓﺮﻣﺎ اﺳﺖ. اتاق فکر ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻔﺮد و ﻣﻬﺎرت ﺗﺸﺨﯿﺼﯽ ﺧـﻮد ﺑـﻪ مدیر در ﺷﻨﺎﺧﺖ و حل ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣﺸﮑﻼت ﺳﺎزﻣﺎن ﮐﻤﮏ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ.
  3. مدیریت تولید: این شیوه معمولاً زمانی مورد استفاده است که کارفرما قصد تولید یا ارائه ی خدمتی جدید را دارد (ممکن است پیشنهاد این موضوع از سوی کارفرما ارایه شود و ممکن است از سوی اتاق فکر باشد). در این حالت اتاق فکر با بررسی همه جانبه ی فرآیند اجرای این پروژه، استراتژی ها، راهکار ها و ایده های لازم را برای تسهیل و راندمان بالاتر ارایه می نماید.
وظایف كانون های تفكر:
اتاق های فکر بایستی بر مبنای پژوهش ها و تحلیل های بروز اطلاعاتی کاربردی و بی طرفانه  را در اختیار سیاستگذاران و مدیران قرار دهند. همچنین اتاق فکر با بررسی و طرح ریزی برنامه ها و استراتژی های مختلف، شناخت تهدیدها، فرصت ها، قوت ها و ضعف ها، انجام مطالعات تطبیقی و تحلیلی، بررسی تجربه سایر كشورها و بومی سازی برخی از الگوهای ایشان و ارائه راه حل ها، ایده ها و برنامه های مناسب از مهم ترین وظایف اتاق های فكر است.
درواقع اعضای اتاق فکر اﻓﺮاد ﻣﺴﺘﻘﻠﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ مدیران ﻫﺴﺘﻨﺪ که به ارزیابی مسائل جاری و مسائل در شرف وقوع پرداخته، و تحلیل و راهکار های خود را به مدیریت ارائه می نمایند.
اتاق فکر می تواند داخل سازمانی و یا خارج از سازمانی باشد. درمواردی که فعالیت های سازمان منحصر به فرد بوده و از حساسیت بالایی برخوردار باشد، درصورت دسترسی به افراد خبره در دورن سازمان، اولویت با استفاده از مشاوران و ایده پردازان داخلی است.
عوامل آسیب زننده به اتاق فکر:
عواملی مانند عوام‌ زدگی در اتاق فکر، خودمحوری، ترس از بیان فکر، بایگانی شدن افکار،‌ نداشتن آموزش لازم، ضعف مدیریت، ایستا شدن اتاق، اتاق فکر بی فکر، حضور بدون مطالعه، نداشتن تفکر منعطف، جهت‌گیری سیاسی ـ عقیدتی، وجود عوامل حواس پرت کننده در جلسات اتاق فکر و… از جمله عوامل درون مجموعه ای هستند که در شمار آسیب‌های اتاق فکر به شمار می‌آیند و می‌توانند آن را از مسیر خود منحرف سازند.
همچنین دخالت های جانبی مدیران سازمان ها، کمبود و نقصان بودجه، عدم اعتماد لازم مدیران به نظرات اتاق فکر، خود محوری مجریان طرح ها و مدیران، به تعویق انداختن یا حذف کردن اجرای یکایک گام های طراحی شده توسط اتاق فکر، ارزیابی های متعصبانه یا سلیقه محور، مقاومت در برابر ایجاد تغییر و عدم ریسک پذیری و…. از عوامل برون مجموعه ای آسیب زننده به اتاق فکر محسوب می شوند.
همچنین اگر اتاق های فکر به دلیل وابستگی به منابع مالی بنیادهای مختلف، نتایج تحقیقاتش را به سوی منافع آن موسسات انحراف دهد یا صرفاً به ابزاری تبلیغی تبدیل شود از مسیر اصلی خود خارج و بازدهی مناسب و کارا را نخواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.